close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
دودیالوگ دو فرهنگ... دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

31362201649176232724.gif

دودیالوگ دو فرهنگ...



دو ديالوگ، دو فرهنگ
 

برداشت اول از فرهنگ اول….

پيش خدمت رستوران: سلام، روزشما به خير آقا.
من: سلام، روز شما هم به خير.
پيش خدمت رستوران: خيلي خوشحالم که مي بينم تان. چه کمکي مي توانم به شما بکنم؟
من: ممنون، خوب فکر مي کنم دلم مي خواهد بدانم که منوي امروزتان چه هست؟
پيش خدمت رستوران: واو، البته. براي تان مي گويم. شما مي توانيد با سوپ مخصوص ما شروع کنيد، يک سوپ قارچ فوق العاده به همراه … (?-? دقيقه با آرامش توضيح مي دهد)
من: بسيار خوب، بعضي هايش يادم رفت، امکان دارد يک بار ديگر از روي منوي تان انتخاب کنم؟
پيش خدمت رستوران: البته که مي توانيد. اين منو خدمت شما و مي روم تا راحت باشيد.

کمي بعد، دست ام را تکان مي دهم، بلافاصله پيش خدمت مي آيد…

من: من غذاي ام را انتخاب کردم. مي توانم سفارش بدهم؟
پيش خدمت رستوران: البته. خوشحال مي شوم. از شما پيداست بايد انتخاب هاي فوق العاده اي باشند.
من: (تبسم) اميدوارم، ممنون. لطفا براي ام بنويسيد يک استيک گوشت با سبزيجات.
پيش خدمت رستوران: چه انتخابي! عالي است! من هم طرفدارش هستم. مي خواهيد چقدر پخته باشد آقا؟
من: نه زياد سرخ شود، نه زياد خام، آبدار باشد لطفا. (Well done)
پيش خدمت رستوران: اوه البته، حتما. چيز ديگري هم ميل مي کنيد در کنارش؟
من: دوست دارم کنارش يک سالاد سزار داشته باشم. اما در منوي تان نيست. خوب حقيقتش دقيقا نمي توانم چه چيزي را مي توانم جايگزينش کنم؟ کمکم مي کنيد؟
پيش خدمت رستوران: اوه البته، مي دونيد سالاد سزار سالاد مورد علاقه من هم هست، شايد بتوانم کاري کنم چيزي شبيه سالاد سزار براي تان بياورند، اما ممکن است سسش دقيقا آن نباشد. اگر دوست نداشتيد پولش را پرداخت نکنيد. مي خواهيد امتحانش کنيد آقا؟
من: خوب البته. بهتون اعتماد ميکنم.
پيش خدمت رستوران: عالي است، آيا نوشيدني هم ميل مي کنيد قربان؟
من: البته، مقداري نوشابه، با يخ، البته يخ کم (Easy Ice)
پيش خدمت رستوران: حتما. هر کاري داشتيد اسم من جان است، لطفا به خودم اطلاع بدهيد. از آشنايي با شما خوشحالم و براي ما مهم است شما را دوباره ببينيم.
من: اوه، ممنونم.

ميانه غذا خوردن، ?? دقيقه بعد از حضور در رستوران به چيزي نياز پيدا مي کنم. دست ام را تکان مي دهم تا جان (پيش خدمت) بيايد.

من: هي جان، امکان داره بيايي پيش من؟
چند ثانيه بعد…
پيش خدمت: دوباره سلام! اوه حس مي کنم استيک تون را دوست نداشتيد چون هنوز نصفش باقي است، مي خواهيد غذاي تان را عوض کنم؟
من: نه، نه، اتفاقا فوق العاده است. فقط آرام مي خورم چون دکتر توصيه کرده است که آرام بخورم. ناراحتي گوارش دارم جان.
پيش خدمت: اوه متاسفم، خوب چه کارمي توانم بکنم؟
من: دوست دارم هم کمي بيشتر نوشابه داشته باشم، هم صورت حساب ام را، اگر امکان دارد؟
پيش خدمت رستوران: اوه البته، هر دو را مي آورم. بهم مهلت بدهيد لطفا.
من: بله با کمال ميل. راحت باش.
پيش خدمت رستوران: اما قبل از آن، اجازه مي دهيد درباره دسرها با شما صحبت کنم؟
من: نه جان، ممنون اما واقعا سير هستم و بايد بروم چون عجله دارم. حتما بار بعد امتحان خواهم کرد.
پيش خدمت رستوران: حتما. خوشحال مي شوم. با يک ليوان نوشابه و صورت حساب زود بازخواهم گشت.
من: ممنون جان. منتظرم

برداشت دوم از فرهنگ دوم….



(تصميم مي گيرم به عمد تقريبا همان مکالمه را داشته باشم)

پيش خدمت رستوران: (بعد از ? دقيقه نشستن) چي ميل ميکنيد؟
من: عليک سلام، روز شما هم به خير.
پيش خدمت رستوران (مي خندد): سلام. سلام. چي ميل دارين؟
من: امکان دارد منوي غذاي امروزتان را براي من توضيح بدهيد؟
پيش خدمت رستوران: ببخشيد خيلي شلوغه؛ شرمنده، اين منو خدمتتان. هميناست ديگه قربان!
من: بله. البته. پس بگذاريد بخوانم.
پيش خدمت رستوران: پس بر مي گردم.
من: ممنون. بله ? دقيقه ديگر آماده ام.

کمي بعد، دست ام را تکان مي دهم، پيش خدمت مي بيند اما ده دقيقه بعد مي آيد…

من: غذاي ام را انتخاب کردم. مي توانم سفارش بدهم؟
پيش خدمت رستوران: (هيچ حرفي نمي زند و کله اش روي کاغذش است)
من: به من نگاه نمي کنيد عزيزم؟
پيش خدمت رستوران: (خنده) آقا مگر اومديد خواستگاري بنده؟
من: البته که خواستگاري شما نيامده ام. همين طوري پرسيدم. ببخشيد. فکر کردم دوست دارم اول بهم نگاه کنيد بعد يادداشت کنيد.
پيش خدمت رستوران: (کله اش را مي آورد تا بالاي بشقابم) خوب چي مي خوريد؟
من: (کمي صورتم را عقب مي برم) لطفا براي من استيک بياوريد با سبزيجات.
پيش خدمت رستوران: همين؟ نوشيدني؟
من: عزيزم؛ نمي خواهيد بپرسيد چقدر پخته باشد؟
پيش خدمت رستوران: استيک مگر نخواستيد قربان؟
من: البته
پيش خدمت رستوران: ما خودمون حواسم مون هست چقدر پخته باشد. خاطر جمع باشيد. کارمان را بلديم. شما به رستوران …. آمديد.
من: (خنده) البته که حواس تان هست، اينجا را هم از داخل تخم مرغ شانسي پيدا نکرده ام قربانت بروم، اما براي من مهم است زياد سرخ نشود، آبدار هم باشد در صورت امکان.
پيش خدمت رستوران: همونه آقا، همونه. خام که نمي ديم خدمتتون قربان.
من: بله. البته
پيش خدمت رستوران: نوشابه؟ دوغ؟ دلستر؟ آب؟ آب ميوه؟ چي مي خوريد نوشيدني؟
من: يک قوطي کوکاکولا مي خواهم عزيزم.
پيش خدمت رستوران: سرد باشه، درسته؟
من: مگر شما کوکاکولاي گرم هم سرو مي کنيد؟
پيش خدمت رستوران: نه آقا ديدم شما حساسيد گفتم، با يخ بيارم يا همين طوري بيارم؟
من: بله سرد باشد و بايخ. يخ اش لطفا کم باشد.
پيش خدمت رستوران: ديگه ما يک ظرف يخ مياريم هرچي خواستيد بريزيد توش!
من: واقعا؟ بريزم توش؟
پيش خدمت رستوران: (مي خندد) آقا اذيت نکن! خيلي باحالي به خدا!
من: ببخشيد. منظوري نداشتم البته.
پيش خدمت رستوران: سالاد، ترشي، زيتون پرورده، ماست موسير؟
من: خوب خيلي دوست دارم کنار غذام سالاد سزار داشته باشم، اما در منوي شما نيست، مي توانيد کمکم کنيد؟
پيش خدمت رستوران: آقا همين سالاد فصلمون رو بزن عاليه. يک بشقاب متوسط يا بزرگ بنويسم قربان؟
من: (خنده ام مي گيرد) نه آقا! عرض کردم من سالاد سزار دوست دارم. خوب نداريد ظاهرا. مشکلي نيست. نمي خورم.
پيش خدمت رستوران: (با بي حوصلگي) نه آقا نداريم، (کله اش را باز جلوتر مي آورد) هرچي تو منو هست داريم، همش يکيه آقا بخوريدش ديگه (مي خندد هر هر)
من: (از خلوت بودن اطرافم مطمئن مي شوم) چي را بخورم؟
پيش خدمت رستوران: (مي رود عقب تر) سالاد فصل مخصوص مان را.
من: نه ممنون. چيز ديگري نمي خواهم.
پيش خدمت رستوران: (سرش را مي اندازد پايين و مي رود)

?? دقيقه مي گذرد، براي پيش خدمت دست تکان مي دهم و ده دقيقه بعد مي آيد…

من: امکان دارد هم کمي بيشتر نوشابه داشته باشم و هم صورت حسابم را؟
پيش خدمت رستوران: نوشابه که يک قوطي ديگر مي خوايد، چشم. صورت حساب هم خورديد همان جلو حساب کنيد.
من: ممنون آقا. راستي اسم شما را مي توانم بدانم؟
پيش خدمت رستوران: آقا اذيت مي کني ها؟
من: نه، ببخشيد، بفرماييد.

نکته اول)
برداشت اول، يک رستوران متوسط در شهر سان ديگو در امريکا
برداشت دوم، يک رستوران مشهور در خيابان وليعصر در تهران

نکته دوم)
برداشت اول، فرهنگي که مردم در آن ياد گرفته اند به هم احترام و عزت بگذارند.
برداشت دوم، فرهنگي که نه همه، اما اغلب مردم گويا از هم طلبکارند.

نکته سوم)
برداشت اول، يک رستوران که به کارمندانش ياد داده است رضايت مشتري يعني پول دار تر شدن آن ها و حقوق و انعام بيشتر براي خود کارکنان.
برداشت دوم، يک رستوران که کارمندانش فکر مي کنند اگر مشتري به اين رستوران مشهور آمده بايد هر طور که به او غذا مي دهند يا با او رفتار مي کنند بايد کوفت و نوش جان کند!

نکته چهارم)
برداشت اول، جايي است که خوشحال بودن مشتري از همه چيز مهم تر است در غير اين صورت مدير آن رستوران خود را موفق نمي داند. (يعني کسب حلال، يک کشور غير مسلمان)
برداشت دوم، جايي است که اگر چه کسب حلال به ظاهر مهم است، اما مهم بشقاب هايي است که از آشپزخانه بيرون مي رود و پول هايي است که جمع مي شود. مشتري هم راضي نبود مي تواند ديگر نيايد! (يک کشور مسلمان)

نکته پنجم)
برداشت اول، جايي است که اگر اول مشتري راضي نباشد شماي پيش خدمت حتما شغل ات را از دست مي دهي. پس هرکه خلاق تر باشد و مشتري را خوشحال تر کند کارفرما از او راضي تر خواهد بود.
برداشت دوم، جايي است که اگر اول کارفرما راضي نباشد شماي پيش خدمت حتما شغل ات را از دست مي دهي. پس هرکه بزودتر مشتري ها را رد کند و بيشتر خوراکي بدان ها بچپاند و خواسته هاي اضافي آن ها را کمتر جواب بدهد و وقت کمتري تلف کند کارفرما از او راضي تر خواهد بود.

نکته ششم)
برداشت اول؛ پيش خدمت رستوران تقريبا ادبيات شبيه حکمرانانانش دارد.
برداشت دوم: اسثتثنا مثل برداشت اول است. اينجا هم رفتار حکمرانان را با مردم ميان خود مردم هم مي بينيد با هم. (لبخند)

نتيجه اخلاقي: عزت گذاشتن و احترام به حقوق متقابل يک چيزي نيست که به قول آن گارسون بريزيم توش تا در بيايد! که بايد از کف کوچه ها و خيابان ها و داخل خانه ها شروع کرد. يک حکومت مسئول کنترل برنامه هاي کلان و بلند مدت يک کشور است، طرز حرف زدن، طرز احترام گذاشتن يا شعور برخورد خودمان با خودمان هيچ ارتباطي به اين که چه کسي مثلاً رئيس جمهورماست ندارد! حتي اگر آقاي باراک اوباما نيز رئيس جمهور ما شود، حتي اگر قانون اساسي انگلستان قانون اساسي ما شود، خيابان ها و مردم ما همين اند و تغييري نخواهيد ديد در اين جزئيات روزمره اي که هر لحظه و هرجا با آن مواجه هستيد، مگر خود مردم تغيير را از رفتار خود شروع کنند!

در دنيا هيچ چيزي به اندازه آموختن براي ساختن يک زندگي انساني اهميت ندارد و اين آموزش از هر قوم و مليتي ميتواند باشد




امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 17

[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 15:16 ] [ مجید007 ] [ نظرات () ]