close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
بودا و زن هرزه دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

31362201649176232724.gif

بودا و زن هرزه



بودا و زن هرزه
بودا به دهي سفر كرد. زني كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وي باشد. بودا پذيرفت و مهياي رفتن به خانه زن شد. كدخداي دهكده هراسان خود را به بودا رسانيد و گفت: «اين زن، هرزه است به خانه او نرويد.»
بودا به كدخدا گفت: «يكي از دستانت را به من بده.»
كدخدا تعجب كرد و يكي از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت: «حالا كف بزن.»
كدخدا بيشتر تعجب كرد و گفت: «هيچ كس نمي‌تواند با يك دست كف بزند.»
بودا لبخندي زد و پاسخ داد: «هيچ زني نيز نمي تواند به تنهايي بد و هرزه باشد، مگر اين كه مردان دهكده نيز هرزه باشند.  بنابراين مردان و پول‌هايشان است كه از اين زن، زني هرزه ساخته‌اند.»

قلب




امتیاز : :: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 21

[ دوشنبه 30 تير 1393 ] [ 2:44 ] [ مجید007 ] [ نظرات () ]